🧠 Core Narrative Shift for Azki
In beauty, he was the Trust Translator. In toys, the Joy & Safety Advisor. In publishing, the Voice of Credibility.
Here, at Azki, he becomes the Bilingual Technical Lifeline—the person who can read an English error log, explain it calmly to a stressed user in Persian, and fix it faster than anyone who relies on translation tools.
🧑💻 Mock Interview: IT Help Desk Specialist – Azki (Insurtech)
مصاحبهکننده: مدرکت آموزش زبان انگلیسیه، سابقهات گیمنت و فروش کابینته. چرا باید برای پشتیبانی فنی سازمانی بهت اعتماد کنیم؟
امیرمسعود: چون من
IT رو زندگی کردم،
نه فقط سر کلاس. از ۲ سالگی با کامپیوتر بزرگ شدم، اسمبل کردم، عیبیابی کردم، شبکه محلی راه انداختم. توی گیمنت، پشتیبان فنی ۲۵ ایستگاه بودم بدون هیچ سرپرست فنی—همه چی روی دوش من بود: سختافزار، نرمافزار، شبکه اولیه، بکآپ سرور، و مدیریت کاربران.
تفاوت من با یه فارغالتحصیل
IT
اینه که من توی دنیای واقعی آتشنشانی کردم،
نه فقط آزمایشگاه. از طرفی، مهمترین دارایی من زبان انگلیسی تخصصی فنیست. میتونم مستندات مایکروسافت رو مستقیم بخونم، ارور انگلیسی رو بدون ترجمه بفهمم، و برای تیم راهنمای دوزبانه بسازم. این ترکیب—فنیِ کارکشته + انگلیسی روان—چیزیست که کمتر تو بازار پیدا میشه و میتونه مستقیم به کارایی تیم شما کمک کنه.
مصاحبهکننده: Active Directory بلدی؟
امیرمسعود: به صورت سازمانی کار نکردم، ولی مفهومش رو کامل میفهمم و دارم خودم رو آماده میکنم. میدونم
AD
برای مدیریت متمرکز کاربران،
احراز هویت و اعمال سیاستهای گروهی استفاده میشه. سناریوهایی مثل ریست پسورد، آنلاک اکانت، اضافه کردن کاربر به گروه،
و بررسی وضعیت اکانت رو مطالعه کردم.
اگر یه کاربر بگه نمیتونم وارد دامین بشم، اول چک میکنم آیا
Caps Lock روشنه؟
بعد توی AD نگاه میکنم
اکانت قفل شده یا پسورد منقضی شده.
درضمن ارتباط DNS
با دامین کنترلر رو هم با nslookup تست میکنم.
حالم خوبه که هنوز کار حرفهای نکردم، ولی با یه هفته همراهی تیم، راه میافتم. قبلاً هم چیزهایی به مراتب پیچیدهتر رو توی گیمنت خودآموز یاد گرفتم.
مصاحبهکننده: ما محیط ترکیبی داریم: ویندوز، مک، لینوکس. با مک و لینوکس راحتی؟
امیرمسعود: ویندوز زمین بازی منه. مک رو کمتر کار کردم، ولی منطق سیستمعاملهای
Unix-based رو میفهمم.
لینوکس رو هم از روی کنجکاوی شروع کردم—دستورات پایه مثل
ls, cd, chmod, sudo رو بلدم و میتونم توی ترمینال حرکت کنم.
اگر مسئلهای پیش بیاد که بدونم ندارم، میرم سراغ مستندات انگلیسی و حل میکنم. من عادت دارم جواب رو پیدا کنم، نه اینکه بگم «بلد نیستم». تو گیمنت، ارورهایی میاومد که تا حالا ندیده بودم.
روشم این بود: گوگل، مطالعه، تست، حل. برای مک و لینوکس هم همینه—ابزارها فرق میکنه، ولی ذهن عیبیاب عوض نمیشه.
مصاحبهکننده: یه سناریو: یکی از مدیران شرکت میگه سیستم ویدئوکنفرانس ۵ دقیقه قبل جلسه مهمش از کار افتاده. چیکار میکنی؟
امیرمسعود: خونسردی حرف اول رو میزنه—هم برای خودم، هم برای اون مدیر که استرس داره. اول یه بررسی سریع: آیا
نرمافزار کرش کرده یا سختافزاریه؟
کابلها چک،
restart سریع اپلیکیشن.
اگر نشد، در عرض حداکثر ۲ دقیقه
یه مسیر موقت میدم—مثلاً بپیونده از لپتاپ خودش تو همون اتاق و جلسه رو شروع کنه، من در پسزمینه سیستم اصلی رو درست میکنم. توی گیمنت، وقتی ۲۵ نفر منتظرن و سیستم یهویی میپره، یاد گرفتم اول مشکل رو از جلوی چشم مشتری بردارم (راهحل موقت)، بعد برم سراغ ریشهیابی عمیق. مهم اینه که مدیر حس کنه «کسی هست که اوضاع رو کنترل میکنه.»
مصاحبهکننده: ما
Ticket ثبت میکنیم و
SLA
داریم.
تجربهای داری؟
امیرمسعود: توی گیمنت سیستم رسمی تیکت نداشتیم، ولی من برای خودم یه دفتر ثبت مشکلات با تاریخ، شدت و راهحل درست کرده بودم.
همون مفهومه:
مستندسازی، اولویتبندی، و پیگیری تا حل کامل. میدونم
SLA
یعنی زمان پاسخدهی و زمان حل مسئله باید مشخص باشه و ازش عدول نکنی.
من عاشق نظم و ثبت و ضبطم—
اگر Jira یا
ServiceNow استفاده میکنید، سریع یاد میگیرم.
ضمن اینکه ۵۰ مقاله و گاید ترجمه کردم، یعنی بلدم چطور یه راهنما
برای همکاران یا کاربران بنویسم که واقعاً قابل فهم باشه. دوست دارم بانک دانش داخلیتون رو تقویت کنم.
مصاحبهکننده: بگو ببینم چطور یه مشکل رو تشخیص میدی. یه متد خاصی داری؟
امیرمسعود: بله، از مدل
CompTIA A+ استفاده میکنم—
البته نه چون امتحانش رو دادم، بلکه چون عملاً همیشه همین کار رو میکردم:
اول تشخیص هویت مشکل (دقیقاً چی اتفاق افتاده؟)،
بعد نظریه علت احتمالی،
بعد تست نظریه،
بعد برنامه اجرای راهحل،
بعد راستیآزمایی،
و در نهایت مستندسازی راهحل.
توی گیمنت، یه روز یه سیستم مرتباً هنگ میکرد. با این متد فهمیدم مشکل حرارت کارت گرافیکه، نه رم. خمیر سیلیکون عوض کردم و حل شد. بدون متد، آدم قطعه عوض میکنه تا شاید درست بشه. من دقیق میرم.
مصاحبهکننده: چطور با یه کاربر عصبانی که میگه «همیشه سیستم خرابه» برخورد میکنی؟
امیرمسعود: قطع نمیکنمش. میذارم حرف بزنه. بعد میگم: «حق داری ناراحت باشی—وقتی کارت به سیستم وابستهست، این وقفهها واقعاً آزاردهندهست. بذار ببینم دقیقاً چی شده و چطور میتونم برات حلش کنم.» بعد بدون قضاوت فنی شروع میکنم به پرسیدن سوال. توی گیمنت بارها با گیمرهایی روبرو شدم که از شدت عصبانیت فریاد میزدن. ولی وقتی دیدن من آرومم و دارم کمک میکنم، خودشون آروم شدن. نکته مهم: اگر مشکل تکرار داره، حتماً ریشهیابی عمیقتر میکنم و بهش بازخورد میدم: «منبع مشکل قبلی رو پیدا کردم و فیکسش کردم. دفعه بعد نباید تکرار بشه.» این اعتماد برمیگردونه.
مصاحبهکننده: ما توی تیم
On-call داریم و
Incident Management.
مشکلی نداری؟
امیرمسعود: هیچی. توی گیمنت، من کلاً
On-call بودم—
اگر ساعت ۱۰ شب سیستم میپرید،
من باید جواب میدادم.
حاضرم طبق برنامه شیفت چرخشی شرکت توی دسترس باشم. مدیریت حادثه رو هم دوست دارم—مسائل بزرگ رو کوچک کنی، ارتباط بگیری، تیم رو خبر کنی، و همه چی رو مستند کنی. این دقیقاً همون چیزیه که موقع خرابی شبکه گیمنت انجام میدادم، فقط اینجا اسکیل بزرگتره و رسمیتر.
🧠 Testing Smartness in a Technical Help Desk Context
سوال هوش: «اگر یه کاربر بگه «اینترنت کار نمیکنه»، قدمهای اولت چیه؟»
امیرمسعود: اول میپرسم: «بقیه هم همین مشکل رو دارن یا فقط شما؟» این یهخط سوال کل سناریو رو نصف میکنه—مشکل شبکهست یا دستگاه. اگر فقط اونه، چک میکنم کابل،
Wi-Fi، سپس
ping به 8.8.8.8. اگر
reply نمیاد
، ipconfig میگیرم—
اگر IP با 169.254 شروع بشه،
یعنی DHCP مشکل داره.
بعد DNS چک میکنم.
اگر بقیه هم مشکل دارن، میرم سراغ روتر یا
ISP.
هر قدم رو هم ثبت میکنم توی تیکت، حتی اگر حل بشه.
سوال هوش: «یه دستگاه پرینتر مرتباً آفلاین میشه ولی کابلش وصله و چراغاش سبزه. چیکار میکنی؟»
امیرمسعود: میرم توی تنظیمات پرینتر توی ویندوز—ببینم آیا توی
sleep mode فرو رفته.
بعد درایور رو چک میکنم،
شاید آپدیت خورده و بهم ریخته.
spooler سرویس رو ریستارت میکنم.
اگر حل نشد، آیپی استاتیک بهش میدم به جای
DHCP
. توی گیمنت پرینتر شبکهای نداشتیم،
ولی من با عیبیابی منطقی میرسم به جواب—سخت نیست، صبر و گوگل
میخواد
💎 Diamond Recommendation: The Bilingual Troubleshooting Guide
Before the interview, he should prepare a one-page PDF (or printout) titled:
“Quick Guide: Common Windows Login Issues – English ↔ Persian”
It can list 3-4 common help desk scenarios:
- Account locked out? (AD check, unlock)
- Password expired? (Reset and force change)
- DNS name resolution error? (nslookup, flush DNS)
- Print spooler stuck? (Restart Print Spooler service)
Each step written in simple English alongside clear Persian. At the interview, when they ask about documentation skills, he says:
«من یه نمونه از راهنمای دوزبانهای که دوست دارم برای تیم درست کنم همراه دارم. میتونم نشونتون بدم؟»
This turns an abstract claim into tangible proof. For an insurtech company handling mixed-language documentation, it’s a huge differentiator.
💰 Million-Dollar Advice: The English Edge is His Superpower
Most IT support staff in Iran struggle with English documentation. He should say this directly at some point:
«توی تیم IT، هر روز با ارورهای انگلیسی، KB مایکروسافت، و Stack Overflow سروکار داریم.
من انگلیسی رو مثل فارسی میفهمم و حتی بهتر—چون ۲۰ ساله که با سیستمهای انگلیسی کار میکنم. یعنی میتونم سریعتر از هرکی جواب رو پیدا کنم، ترجمه کنم و مستند بسازم. این یعنی تیم شما یه نفر داره که عملاً جهان منابع انگلیسی رو به روی تیم باز میکنه.
این شاید از یه مدرک
MCSA
هم ارزشمندتر باشه.»
If he delivers this confidently, the missing certifications become secondary. His mind and English are the real certificates.
📋 Quick Prep Checklist
-
Study for 2 hours before the interview:
- Active Directory basics (unlock account, reset password, check group membership).
- DNS basics (nslookup, A/AAAA/MX records, what a CNAME is).
- Command line:
ping,ipconfig /flushdns,tracert. - Print spooler restart.
- Prepare the bilingual guide PDF and have it ready to show (printed or on phone).
- Rehearse the game net IT stories with numbers: 25 stations, zero major downtime, daily backups.
- Dress professionally—Azki is a modern company.
-
Have a smart question for them:
«الان بزرگترین چالش تیم Help Desk شما چیه؟ و توی یک سال آینده چه تکنولوژیهایی قراره اضافه بشه که من بتونم از الان براش آماده بشم؟»
This shows long-term thinking.
He’s ready to walk in not as a candidate who lacks some enterprise experience, but as a fast-learning, bilingual problem-solver who’s been troubleshooting longer than some of the team have been alive. Let me know how it goes, or if you need the rapid-fire 10-question drill we mentioned earlier.